سه مفهوم اضطراب در اندیشه ی هایدگر، فروید و لکان
چکیده:
اضطراب یکی از بنیادیترین و جهانشمولترین تجربههای انسانی است. هر سه متفکر برجستهی قرن بیستم ــ مارتین هایدگر، زیگموند فروید، و ژاک لکان ــ بهگونهای جدی و ریشهای به آن پرداختهاند، اما در سه سطح کاملاً متفاوت: هستیشناختی، روانپویشی و ساختاری-نمادین. هایدگر اضطراب را حالوضعی وجودی میداند که حقیقت هستی انسان را بر او آشکار میکند؛ فروید اضطراب را سیگنال خطر ایگو در برابر تهدیدهای درونی و بیرونی تفسیر میکند؛ و لکان اضطراب را رخدادی میبیند که در آن ابژه ی کوچک a ــ علت میل ــ بیشازحد ظاهر میشود و نظم نمادین دچار اختلال میگردد.
این مقاله با رویکرد میانرشتهای، ساختار نظری این سه دستگاه را باز میگشاید، شباهتها و تفاوتهای آنها را تحلیل میکند، و نشان میدهد چگونه این سه خوانش مکمل هماند و میتوانند فهمی عمیقتر از اضطراب در بالین و فلسفه فراهم کنند. نتیجه ی مقاله این است که اضطراب، از سطح وجودی تا سطح ناخودآگاه نمادین، نه صرفاً نشانه ی رنج بلکه نقطه ی تولید معنا، سوژگی و دگرگونی است.
مقدمه
اضطراب یکی از پیچیدهترین تجربههای انسانی است: تجربهای که هم در سطح زیستی و روانشناختی نمود دارد، هم در سطح اخلاقی و اجتماعی، و هم در عمیقترین لایههای وجودی و هستیشناختی. انگیزه ی این مقاله، فهم تفاوت میان سه نظریه ی بنیادین اضطراب است که سه نوع "سوژه" و سه گونه "حقیقت" را بازنمایی میکنند:
- سوژه ی وجودی در هایدگر
- سوژه ی روانتکاملی/روانپویشی در فروید
- سوژه ی بریده و نمادین در لکان
این سه مسیر نهتنها "چیستی اضطراب" را متفاوت تعریف میکنند، بلکه "چیستی انسان"، "چیستی میل"، "چیستی مرگ" و "چیستی حقیقت" را هم متحول میسازند. اهمیت این مقایسه از منظر رواندرمانی نیز بسیار است: چرا که هر درمانگر، آگاه یا ناخودآگاه، فهم خاصی از اضطراب دارد که نوع مداخله ی او را تعیین میکند.
ادبیات نظری و گزاره ای مسئله
اضطراب در سنتهای فکری مختلف، یا بهعنوان اختلال، یا بهعنوان علامت، یا بهعنوان نیروی محرک، یا بهعنوان لحظه ی حقیقت تفسیر شده است. پرسش اصلی ما این است: چگونه سه دستگاه نظری هایدگر، فروید و لکان، سه سطح متفاوت از اضطراب را آشکار میکنند؟ و پرسشهای فرعی: در هر رویکرد، "سوژه" چگونه تعریف می شود؟ "خطر" چه معنایی دارد؟ "فقدان" در هر نظریه چگونه نقش بازی میکند؟ چه رابطهای میان اضطراب، مرگ، میل و ساختار روان وجود دارد؟ پیامدهای درمانی هر نگاه چیست؟
فصل اول: اضطراب در اندیشۀ مارتین هایدگر
۱.۱. حالوضع (Stimmung) و نقش آن در فهم جهان
هایدگر برای نخستین بار نشان میدهد که حالات عاطفی صرفاً واکنشهای ذهنی نیستند؛ بلکه شیوههای بنیادینِ آشکارسازی جهاناند. اضطراب اهمیتش را از همینجا میگیرد.
۱.۲. تمایز ساختاری ترس و اضطراب
هایدگر سه مؤلفه ی ترس را تحلیل میکند:
- چیزی در جهان
- وضعیتی آسیبپذیر
- ترسیدنِ من از آن چیز
۱.۳. اضطراب و آشکارسازی "هیچ"
هایدگر میگوید:
"اضطراب ما را در برابر هیچ قرار میدهد"
این هیچ: خلأ روانی نیست
بلکه تهی بودگی بنیادین معناهای اجتماعی، فرهنگی، و روزمره است.
۱.۴. سه حقیقتی که اضطراب آشکار میکند
رهاشدگی
: من بدون انتخاب خودم در این جهانم.
بودن به سویمرگ
: مرگ امکان قطعی و شخصی من است.
تنهایی و اصالت
: من مجبورم خودم انتخاب کنم.
بنابراین اضطراب نه علامت ضعف، بلکه امکان آزادی است.
فصل دوم: اضطراب در نظریۀ فروید
۲.۱. تحول نظری فروید درباره ی اضطراب
نظریه ی اولیه: اضطراب = انرژی سرکوبشدهی لیبیدو
نظریه ی نهایی: اضطراب = سیگنال خطر ایگو
۲.۲. اضطراب بهعنوان مکانیزم دفاعی
ایگو هنگام مواجهه با خطر اضطراب تولید میکند تا: "سرکوب فعال شود"- "فوبیا شکل گیرد"- "وسواس سازوکار پیدا کند"- "جابهجایی ممکن شود"
۲.۳. سه نوع اضطراب
- واقعی : محرکهای بیرونی
- نوروتیک id : تهدید از جانب
- اخلاقی : مجازات سوپرایگو
۲.۴. اضطراب و رشد کودک
ترسهای رشدی بنیاد اضطرابهای بزرگسالی را تشکیل میدهند:
ترس از ترکشدن
ترس از دست دادن عشق
ترس از اختهسازی
ترس از محکومیت اخلاقی
فصل سوم: اضطراب در روانکاوی ژاک لکان
۳.۱. سوءفهم درباره ی جمله ی لکان: "اضطراب بدون ابژه نیست"
لکان میگوید:
اضطراب ابژه دارد
اما ابژه ی آن "ابژه ی کوچک a" است
که علت میل و مکان کمبود سوژه است.
۳.۲. ابژه ی " a" میل و جایگاه سوژه
آبژه الف: نه شیءِ واقعی، نه شیءِ نمادین، بلکه چیزی است در مرز امر واقع، فانتزی و میل همان چیزی که در اشیاء ما را "فرا میخواند"
۳.۳. اضطراب بهعنوان سقوط پرده ی نمادین
اضطراب زمانی رخ میدهد که: فاصله میان سوژه و ابژه ی a از بین میرود یا میلِ دیگری بیشازحد آشکار میشود یا امر واقع (Real) ظهور میکند.
۳.۴. نقش بالینی اضطراب
برای لکان: اضطراب، نقطهای است که حقیقت ناخودآگاه خود را نشان میدهد. بنابراین تحلیلگر باید اضطراب را «جهتیابِ میل» بداند.
فصل چهارم: مقایسۀ تطبیقی سه دستگاه
۴.۱. سه مدل از "سوژه"
هایدگر: سوژه = دازاین، موجودی رو به مرگ
فروید: سوژه = صحنه ی تعارض id / ego / superego
لکان: سوژه = شکافخورده، گرفتار زبان
۴.۲. سه مدل از "فقدان"
هایدگر: هیچ
فروید: فقدان اُبژه / عشق / تنبیه
لکان: کمبود ساختاری a
۴.۳. سه مدل از "حقیقت"
هایدگر: آشکارگی (aletheia)
فروید: تعارض و دفاع
لکان: حقیقت میل و گفتار دیگری
۴.۴. اضطراب و مرگ
هایدگر: مرگ امکان اصالت
فروید: مرگ تهدید حیات ایگو
لکان: مرگ = تولد سوژه در نسبت با میل
۴.۵. اضطراب و زبان
در هایدگر: زبان = خانه ی هستی
در لکان: زبان = سازنده ی سوژه و میدان میل
در فروید: زبان = راه بیان بازمانده ی امیال ناخودآگاه
فصل پنجم: پیامدهای بالینی
۵.۱. مدل هایدگری
درمانگر وجودی:
اضطراب را پاتولوژیک نمیکند
آن را دعوت به آزادی و اصالت میبیند
به مراجع کمک میکند معنای زیستن، مرگ، انتخاب را بازتعریف کند
۵.۲. مدل فرویدی
درمانگر روانپویشی:
اضطراب را نشانۀ تعارض میداند
دفاعها را تحلیل میکند
به ایگو کمک میکند ظرفیت تحمل اضطراب را افزایش دهد
۵.۳. مدل لکانی
درمانگر لکانی:
اضطراب را نقطه ی نزدیکشدن به حقیقت میل میداند
به ظهور ابژهی a گوش میدهد
انتقال را در نسبت با اضطراب میخواند
تلاش نمیکند اضطراب را «خاموش» کند
نتیجهگیری
اضطراب در سه دستگاه نظری مورد بررسی، سه حقیقت متفاوت از سوژه را نشان میدهد:
در هایدگر : حقیقت هستی
در فروید : حقیقت تعارض
در لکان : حقیقت میل
ترکیب این سه نگاه تصویری عمیق از اضطراب میسازد: اضطراب نه تهدید، بلکه آستانه ی تبدیلشدن است. اضطراب لحظهای است که هم وجود، هم ناخودآگاه و هم میل خود را آشکار میکنند.
منابع پیشنهادی:
هایدگر
هایدگر، م. هستی و زمان.
دریفوس، اچ. هستی-در-جهان.
فروید
Freud, S. Inhibitions, Symptoms and Anxiety.
Laplanche & Pontalis. زبان روانکاوی.
لاکان
لکان، جی. سمینار دهم: اضطراب.
Fink, B. The Lacanian Subject.