مقدمه
فرقهها و کالتها فقط در دین و سیاست ظهور نمیکنند؛ بلکه روانشناسی هم از این آسیبها مصون نمانده است. از دهه ۱۹۶۰ میلادی، پژوهشگرانی چون رابرت لیفتون و مارگارت سینگر نشان دادند که گروههای فرقهای با استفاده از تکنیکهایی مثل شستوشوی مغزی و کنترل فکر، میتوانند افراد را به دام بیندازند . امروز این پدیده میتواند در پوشش کارگاههای رشد فردی، روانشناسی و روان درمانی عامهپسند یا آموزشهای به ظاهر علمی خود را نشان دهد.
کالتهای روانشناسی در ایران
در جامعه پراضطراب امروز، افراد زیادی به دنبال آرامش و موفقیت سریعاند. همین نیاز، بستری برای سوءاستفاده برخی گروهها شده است؛ گروههایی که: وعده «رهایی از تمام مشکلات با متد ویژه در کمترین زمان توسط درمانگر یا استاد و دکتری استثنایی» میدهند. با شعارهای اغواکننده جذب میکنند. اما در عمل، به جای رشد فردی، وابستگی ناسالم و زخم های ناسور روانی میسازند.
نشانه های کالت
رهبر کاریزماتیک و مطلقگرا: استاد و سوپروایزر و درمانگر اعظم مرجع حقیقت نهایی معرفی میشود.
ساختار بسته: ارتباط با خانواده و دوستان محدود میگردد.
کنترل ذهن و هیجان: تکرار شعارها و تکنیکهای القایی بهکار میرود.
نفی نقد و مخالفت: هر پرسش و مخالفتی مساوی با «خیانت» یا «بیماری» تلقی میشود (Lalich & Tobias, 2006).
تمرکز منابع بر رأس هرم: پول و انرژی اعضا صرف قدرت استاد،سوپروایزر و درمانگر اعظم میشود. فروید در کتاب روانشناسی جمعی و تحلیل ایگو هشدار داده بود که در جمعهای فرقهای، فرد استقلالش را قربانی میکند تا احساس تعلق داشته باشد (Freud, 1921/2015).
اساتید،سوپروایزران و درمانگران فرقهای این ها معمولاً: خود را «منجی» یا «تنها شاگرد اصیل و توانمند استادان بزرگ» معرفی میکنند. خروج اعضا را مساوی با «گمراهی» میدانند. و برای حفظ قدرت، به مخالفان برچسب «خیانت» یا «مشکل روانی» میزنند. اریک فروم در گریز از آزادی توضیح داده بود: انسانها برای فرار از اضطراب آزادی، خود را به قدرتی بیرونی میسپارند؛ همان نقطهای که فرقهها از آن سوءاستفاده میکنند (Fromm, 1941/1994).
تجربهای از ایران
نویسنده این سطور، چند سال در یک انستیتوی آموزشی تحصیل کرد؛ جایی که مدیرش مدعی بود شاگرد مستقیم حبیب دوانلوی فقید (بنیانگذار رواندرمانی پویشی کوتاهمدت فشرده) است. اما بعدتر روشن شد این ادعا بیاساس بوده و آموزشها و مدارک صادرشده اعتباری ندارند. نتیجه؟ هدر رفتن زمان، سرمایه و احساسات. تجربهای که نشان میدهد فرقهها میتوانند حتی با نقاب آموزش روانشناسی و رواندرمانی عمل کنند.
گروههای سالم چه ویژگی دارند؟
احترام به فردیت اعضا تشویق پرسشگری و نقد تأکید بر استقلال روانی شفافیت و صداقت در روابط کارل راجرز میگفت: «رابطه سالم بر پایه همدلی، پذیرش بیقید و شرط و شفافیت بنا میشود»—همان چیزی که نقطه مقابل فضای فرقهای است (Rogers, 1961).
پرسشهایی برای تشخیص پیش از پیوستن به هر گروه، از خود بپرسید: آیا میتوانم آزادانه پرسش و نقد کنم؟ آیا استقلال من تقویت میشود یا سرکوب؟ پول و انرژی من صرف رشد شخصیام میشود یا تقویت استاد،سوپروایزر یا درمانگر اعظم؟
جمعبندی
مرز میان روانشناسی سالم و شبهعلم، باریک است. روانشناسی و رواندرمانی سالم شما را به خودتان بازمیگرداند، نه به یک استاد،سوپروایزر و درمانگر کاریزماتیک. انتخاب منابع معتبر، نقدپذیر و اخلاقی بهترین سپر در برابر فریب است.
منابع مطلب:
Freud, S. (2015). Group psychology and the analysis of the ego (J. Strachey, Trans.). Martino Publishing. (Original work published 1921) Fromm, E. (1994). Escape from freedom. Henry Holt and Company. (Original work published 1941) Lalich, J., & Tobias, M. (2006). Take back your life: Recovering from cults and abusive relationships. Bay Tree Publishing. Lifton, R. J. (1961). Thought reform and the psychology of totalism. Norton. Rogers, C. R. (1961). On becoming a person: A therapist’s view of psychotherapy. Houghton Mifflin. Singer, M. T. (2003). Cults in our midst. Jossey-Bass.